خرید بک لینک
سلام ظهر بخير... مامان ديروز کارنامه دادن و به خاطر همونم کلي شيريني آورده بودن خونه... لاجرم و چون خودشون نميخورن.. من با خودم آوردم دفتر !! از صبح هم مشغولم ... نوش جان. ميخوام ناله کنم !!! ولي حوله کجا و ناله کجا ؟!؟!؟!؟! اصن اين حرفا و صوبتا به من نيومده.... جواب سفارت هنووو نيومده و منتظر و لنگ در هواييم... درسته لنگامون هواس... ولی شما هم لطفا با چشم پاک نگا کن... الان شما دقيقا در لنگاي هوا شده ي ما به چه مينگري ؟؟؟؟؟؟؟ البته يه گوشه اش ديروز خورد به لبه ميز... يه خورده رنگ و رووش رفته...... دنبال يه صافکار چشم پاک و با حيا هستم که بدم دستش درست کنه... دوست عزيزي ييهو

برچسب: نویسنده: مهسا نظری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 6:39

سلام... ظهر بخير... روز اول ماه رمضونه ... مثلا ميخواستيم امروزو متفاوت باشيما !! کار خوب.. جملات خوب.. نگاه خوب... ولي نميذارن که.... سوار تاکسي بودم.. توي خيابون جمالزاده به سمت شمال.. پشت چراغ قرمز بلوار کشاورز وايستاده بوديم....... آقايي داشت با موبايل صحبت ميکرد و از اون طرف خيابون داشت از لابلاي ماشينا به سمت اينور ميومد... داشت با يکي پشت تلفن دعوا ميکرد.. با فاصله حدود 10 متري هم 2 تا خانوم داشتن دنبالش ميومدن... و قدمهاشون رو سريع کرده بودن که بهش برسن... اينور چهارراه آقاهه وايستاد.. و خانوما بهش رسيدن... مرده به اون پشت خطي گفت : بهت ميگم اون 2 تومنو از کجا آوردي؟

برچسب: ناسزاگویی,ناسزا گفتن,ناسزا گفتن به خدا,ناسزا در قرآن,ناسزا به خدا,ناسزا را که سزاست,ناسزاگویی در قرآن,ناسزا به انگلیسی,ناسزا گفتن کودکان,ناسزا در اسلام, نویسنده: مهسا نظری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 6:39

سلام... بعدازظهر بخير... امروز ساعت حدوداي 2 بود که رسيدم سرکار ... ديشب تا ديروقت مهمون داشتيم ... يعني از افطار بودن تا حدوداي يک و نيم... بعدشم نشستم به انجام کارام.. که تا نزديکاي 4 طول کشيد... صبح دير پاشدم و در نتيجه دير رسيدم به دفتر... امروز رفته بودم خيابونه ويلا.. حتماً کليساي سر خيابون رو ديديد... يه زماني به خاطر اينکه نزديک دانشگاهمون بود. .يکشنبه ها صداي زنگ ناقوسش رو ميشد شنيد... و هنوزم فکر کنم يک شنبه ها.. صبح... ملت ميان واسه دعا و عبادت.... چند وقت پيش هم که از اونجا رد ميشدم .. جماعتي جمع شده بود براي اعتراض به نسل کشي ارامنه توسط دولت ترکيه.... و کلي شل

برچسب: نویسنده: مهسا نظری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 6:39

سلام يعنيا اوضاع تا چه حد ميتونه بد و افتضاح باشه که الان از بانک انصار پيامک اومد که آقا/ خانم حوله ..... لطفا نسبت به افزايش موجودي خود تا سقف 20 هزار تومان اقدام نماييد تا در قرعه کشي اين بانک شرکت داده شويد !! بعدش رفتم آخرين اس ام اس برداشتي که از اين بانک رو ديدم چک کردم .. ديدم ته حسابم فقط 88500 ريال موجوده.... يعني هشت هزار و هشتصد و پنجاه تومن پول مونده !!!! يا به قول يکي از آشنايان اُناث : هشت هزار و هشتصد و پونصد تومن !!! به اين مبلغ ميگن شندرغاز ؟ چندرغاز ؟ چندر فاز ؟ يا يه همچين چيزي .... جهت تنوير افکار عموم مردم و خودم که نميدونستم : شندرغاز - لغت نامه

برچسب: چندرغاز یعنی چه,معنی چندرغاز,معني چندرغاز,سایت چندرغاز,چندرغاز پول,چندرغاز سرمایه دارد ادعای,چندرغاز چیست,ریشه چندرغاز, نویسنده: مهسا نظری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 6:39

صفحه بندی